ابن أبي الحديد ( مترجم وحاشيه : محمود مهدوى دامغانى )
28
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى )
حكومت را از عرب گرفتند ولى چون ما كه افراد خانوادهء محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اولياى واقعى اوييم همان دليل را آورديم و از ايشان انصاف خواستيم از ما فاصله گرفتند و همگى بر ستم و ستيز و دشمنى ما هماهنگى كردند . وعده گاه ما پيشگاه خداوند است و خداى ولىّ و نصرت دهنده است . و ما از اينكه ستيز كنندگان در مورد حقوق ما و حكومت پيامبر ما ، با ما ستيز كردند ، سخت شگفت كرديم هر چند كه آنان داراى فضيلت و سابقه در اسلام بودند . براى حفظ دين و اينكه منافقان و دشمنان رسول خدا راهى براى ايجاد رخنه و فساد در دين نيابند ، از هر گونه ستيزى خوددارى كرديم ، و امروز بايد شگفت كنندگان از ستيز تو در مورد كارى كه به هيچ وجه سزاوار آن نيستى شگفت كنند كه نه فضيلت شناخته شدهاى در دين دارى و نه كار پسنديدهاى در اسلام . تو فرزند يكى از سران احزاب و پسر دشمن ترين قريش نسبت به رسول خدا و كتاب اويى ، و خداوند حساب تو را خواهد رسيد و به زودى به جهان ديگر برگردانده مى شوى و خواهى دانست سر انجام پسنديده از چه كسى است . و به خدا سوگند كه با فاصلهء اندكى خداى خود را ملاقات خواهى كرد و سزاى تو را در قبال كارهايى كه انجام دادهاى خواهد داد و خداوند نسبت به بندگان ستمگر نيست . همانا على كه رحمت خدا در همه حال بر او باد - چه آن روزى كه قبض روح شد و چه آن روزى كه خداى با اسلام بر او منت نهاد و چه روزى كه زنده مىشود - هنگام رحلت خويش كار مسلمانان را پس از خود به من واگذار فرمود و مرا بر آن ولايت داد و من از خداوند مسألت مى كنم كه در اين جهان سپرى شونده چيزى به ما ندهد كه مايهء كاستى و محروم ماندن از كرامت آن جهانى در پيشگاه او شود . چيزى كه مرا وادار به نوشتن نامه براى تو كرد ، اتمام حجت ميان خودم و پروردگار بزرگ در مورد كار تو بود و اگر به آنچه در اين نامه است عمل كنى به بهرهء بزرگ خواهى رسيد و كار مسلمانان به صلاح خواهد پيوست و اينك سركشى و اصرار در باطل را رها كن و همان گونه كه مردم با من بيعت كردهاند ، تو هم بيعت كن و همانا كه خودت مى دانى من در پيشگاه خداوند و در نظر هر كس كه حافظ دين خود و متوجه به خداوند است و در نظر هر كس كه دل متوجه به پروردگار دارد ، به حكومت از تو سزاوارترم . از خداى بترس ، دشمنى و ستيز را كنار بگذار و خون مسلمانان را حفظ كن و به خدا سوگند كه براى تو خيرى ندارد